تبليغاتX
تک درخت سبز


تک درخت سبز

آری ما به گذشته آغشته ایم اما تقویم سال پیش نیستیم که به کار نیاییم و به آینده نپیوندیم



گاهی وقتا چقد دلم واسه سادگی خودم میسوزه





نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 1:12 توسط ستاره| |

 

این یه ضرب المثل قدیمیه که میگه ترک عادت موجب مرضه...

واقعا اینجوریه؟؟!!

آخه همه عادتها خوب نیستن....

 هم عادتای خوب دارdم و هم عادتای بد......که اونایی که معمولا بد هستن  باید ترک شن...


ولی یه سری عادتا هستن که خوبن...نمیدونم مثلا عادت کردن به یه کار خوب که همیشه مفید باشه و هم به خودم و همه به بقیه کمک کنه ...


ولی بعضی وقتا عادتا به آدمای اطرافه....گاهی انقد به یه نفر ، به بودن یه نفر ، به حرف زدن با یه نفر ، به احساس کردن یه نفر اون نزدیکا تو قلبم عادت میکنم که حتی فکر ترک کردنشم سخت میشه چه برسه به.......


کاش همیشه عادتا از روی دوست داشتن باشه نه یه حرکت مداوم و همیشگی  از روی اجبار ...

ولی بعضی وقتا عادت زیادی به یه قضیه یا یه نفر باعث میشه اونو با خوبیا و بدیاش نادیده بگیریم..

 


*توضیحات:فکر بد نکنید....اون یه نفر میتونه هرکسی باشه حتما لزومی نداره یه جنس مخالف باشه یا اینکه همیشه عشق و عاشقی در میون باشه...اینجا فقط بحث بحث عادت کردن به کسیه که دوسش داری...بحث کسیه که به بودنش عادت میکنی و بهش احتیاج داری (از لحاظ روحی)..شاید حتی عادت به یه مکان خاص به یه آهنگ خاص به یه .......

بالاخره نفهمیدم عادت کردن خوبه یا بد ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

 

ستاره بارون:::::چیز خاصی ندارم ...خدا خودش همه چیو میدونه::::

نوشته شده در یکشنبه 26 مهر1388ساعت 0:11 توسط ستاره| |

 

چقدر بین دلا و حرفای ما فاصله ست

 

***************

 

چشامون میخنده اما دلامون بی حوصله ست


 

این روزا همه یه جور دیگه شدن....هیچ کس اون چیزی نیست که میگه....هیچ کس

اون چیزی نیست که نشون میده...هیچ کس حرف دلش با حرف روی لبش یکی

نیست...هیچ کس هیچ چیزش با بقیه یکی نیست..به خاطر همینه که از آدما

میترسم...از ارتباط برقرار کردن باهاشون میترسم...ازاینکه باهاشون حرف بزنم

میترسم...از اینکه بهشون نزدیک شم میترسم....میترسم از اینکه خیییییلی باهم

فرق داشته باشن..میترسم از اینکه درونشون رو ببینم و بفهمم که خیییلی با

بیرونشون فرق داره....به خاطر همینه که نمیتونم باکسی راحت باشم..نمیتونم بگم

که چه حسی به آدما و اطرافم دارم...چون همه چیییز با هم فرق میکنه....همه چیز

یه جور دیگه ست..انگار همه یه جور دیگه شدن.

 

 

ستاره بارون:::::::خدایا فقط ازت کمک میخوام.همین::::::: 

نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت 15:42 توسط ستاره| |


سلاااااااااااااااام دوستای گلم


اگه گفتین امروز چه خبره؟؟؟؟؟     Big Smileys


امروز تولد دوسالگی وبلاگمه....هورااااااااااا همه دســـــــــــــــــــــــــــــــت


Big Spring Smileys

توی این دوسال توی وبلاگم کار خاصی نکردم ولی همین که کلــــــــــــــــــــــــی دوست های خوب پیدا کردم  برام یه دنیا ارزش داره......

همین که یه جایی داشتم که تونستم حرفامو توش بنویسم واسم ارزش داره.....


همین که این حسو داشتم که با خوشحالی دوستام خوشحال شدم و از ناراحتیشون ناراحت،واسم ارزش داره.....


دیگــــــــــــــــــــه چی بگم؟؟؟

 

 خیلی وقتا بوده که دلم از خیلی چیزا گرفته بوده ولی همونجوری که خودتونم حتما متوجه شدین دیگه مثل قبل وقت واسه آپای پشت سر هم نبوده و شاید جای خیلی چیزا رو توی وبلاگم خالی میبینم ولی تا همین حدشم خودش یه خاطره به یاد موندنیه...


از همه اونایی هم که توی این دو سال مداوم بهم سر میزدن (چه من بهشون سر میزدم چه نمیزدم)تشکر میکنم ...اسم نمیارم که بعضیا ناراحت نشن...اونایی که میومدن خودشون میدونن .....بازم ممنون...



فقط یه دونه اسم میارم با اجازتون چون اگه اسمشو نیارم خیلی بی معرفتی میشه...منظورم محدثه جون عزیزه که خیلی بهش زحمت دادم و مزاحمش شدم ولی اون همیشه با روی باز سوالامو جواب داد و راهنماییم کرد...محدثه جون یه دنیا ممنونتم....


 


++++++++++++++++++++++++++++++++++







 


 


                     








نوشته شده در سه شنبه 14 مهر1388ساعت 19:0 توسط ستاره| |

این پست یه پست خصوصیه مخصوص یک نفر که فقط اون و خودم رمزش رو داریم.شاید بعد از اینکه خوندش حذف بشه.شایدم به عنوان یه خاطره همینجا باقی بمونه..


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 1:0 توسط ستاره| |


Design By : Night Skin